شمارهٔ ۹۳۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برهگذار قد بار دیدم از ناگاه
کدام قد الفی بود در میانه راه
کدام الف که ز لطفش الف ندارد هیچ
به طبع راست ازین حرف شده کسی آگاه
نظارة به تماشاگهی نمی بینیم
به از جمال تو چندانکه می کنیم نگاه
فرشته شوق رخت گر گنه نویسد و جرم
صحیفة عمل بنده بر بود ز گناه
خط تا شده موران مرید از آن بسته
میانه به خدمت و پوشیده نیز جامه سیاه
به رقص بند نبای تو گر گشاده شود
ز اهل خرقه برآید هزار ناله و آه
کمال اهل ریا را بگو به حلقه ذکر
چه عربده است و غلو لااله الا الله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصویرسازی از یک لحظه ناگهانی پرداخته است که در آن به زیبایی و قدی مینگرد که نشان از محبت خداوند دارد. او به جنبههای معنا و حقیقت انسانی اشاره میکند و میگوید که کسی ممکن است از لطف الهی غافل بماند. شاعر همچنین به تأثیر نگاه کردن به جمال الهی و زیباییهای عرفانی اشاره میکند و از خطاهای انسانی و توبه صحبت میکند. او به دورویی افراد ریاکار و رفتارهای ناهنجار در مراسم مذهبی انتقاد میکند و به این نتیجه میرسد که در دل عبا و ظاهر، باید توبه و صداقت وجود داشته باشد.