شمارهٔ ۹۵۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
لب یار برهم چرا زد ز پسته
چه موجب شکستن ز مشتی شکسته
شکر پیش آن لب دروغیست شیرین
بیا به چندین گره بر نی قند بسته
بر آن آب عارض خط نازک او
ر غباریست بر خاطر ما نشسته
بچینم به مژگان همه خار راهش
کز آسیب پایم نگردند خسته
نسیم صبا باد دستش دو پاره
که زلفت دو تای تو گیرد دو دسته
نه مهریست بر بسته دل را بروبست
که چون لاله داغیست از سینه رسته
کمال ار به آتش برد چون سپندت
مگو با کس این سر مگر جسته جسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلباختگی پرداخته و احساسات عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر از لب یار به عنوان نشانهای از دلربایی یاد میکند و به این نکته اشاره دارد که چرا این زیبایی و شیرینی باعث آزردگی و شکستن دل شده است. او به شیرینی و تلخی عشق، و همچنین به درد و رنجی که به خاطر عشق متحمل میشود، اشاره میکند. شاعر از درد جدایی و عشق ناکام سخن میگوید و از عشق به عنوان آتشی که میسوزاند، یاد میکند. این شعر در نهایت احساس عمیق و غمناک عاشق را به خوبی بیان میکند.