شمارهٔ ۹۵۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر نیر که بر جان ز تو از دور رسیده
صد دفتر شعر از حسن و خسرو سلمان
ما روی تو دیدیم و زجان مهر بریدیم
دل آمده نزدیک و بر او دوخته دیده
هر زاهد انگشت نمائی که بمحراب
نظارگی یوسف اگر دست بریده
من چون کشم آن زلف که صورتگر چینش
ابروی تو دیده سر انگشت گزیده
گر در دهن او چو نبات آن خط مشکین
چون خامه به انگشت تخیل نکشیده
گفتار لطیف تو کمال آب حیاتست
از غایت تنگیست ز لبهاش دمیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیق عاشق نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و زیبایی معشوقش، به ویژه از چهره و زلف او سخن میگوید و اشاره دارد که چگونه این زیباییها میتواند دلها را به خود جذب کند. او همچنین به تضاد میان زهد و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که حتی زاهدان هم نمیتوانند در برابر این جذابیت مقاومت کنند. در نهایت، شاعر به لطافت کلام معشوقش اشاره میکند و آن را به عنوان منبع حیات توصیف مینماید.