نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای

باغ رخسار بگلهای نر آراسته ای

خلق بر یکدگر افتاده ز نظاره تو

که دو رخ خوبتر از یکدگر آراسته ای

ابروی شوخ که با ماه نوش سر بسر است

بسر زلف سیه سر بسر آراسته ای

شوخی و فتنه گر و سنگدل و عهد شکن

چشم بد دور بچندین هنر آراسته ای

با وجود لب تو نیست بسائی محتاج

مجلس ما که بنقل و شکر آراسته ای

هست مهمان نور آن به مگر ای دل که ز اشک

خانه دیده بلعل و گهر آراستهای

روی آراسته بنمای خصوصة به کمال

که تو خاص از پی اهل نظر آراسته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و او را به گلی تازه تشبیه می‌کند که با دقت و هنر آراسته شده است. او توصیف می‌کند که چهره‌اش مانند باغی پر از گل است و هر کس که او را می‌بیند، تحت تأثیر زیبای او قرار می‌گیرد. ابروان او به ماه شباهت دارد و زلف‌هایش نیز سیاه و زیباست. شاعر به ویژگی‌های مختلف می‌پردازد و از نقش لب‌های معشوقه‌اش در مجلس صحبت می‌کند و اشک‌های خود را به عنوان نشانی از عشق و آرزوهایش ذکر می‌کند. در نهایت، او درخواست می‌کند که زیبایی معشوقه‌اش را به نمایش بگذارد و می‌گوید که او خاص و منحصر به‌ فرد است.