شمارهٔ ۹۶۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از در خویش مرا بر در غیری ببری
باز گویی به در غیر چرا میگذری
از تو، هم پیش تو، هم بر در تو داد مرا
فتنه گر هم تو و گوئی که چرا فتنهگری
گرچه در بتکده رفتم ز در کعبه رواست
هم در تست در بتکده چون درنگری
کعبه و دیر توئی دیر کجا کعبه کجاست
نیست غیر از تو کسی غیر کرا میشمری
کعبه گر شد ز تو پر، بتکده هم خالی نیست
کمیی نیست ترا کز همه بسیار تری
جویمت گه به در کعبه گهی بر در دیر
چون گدای تو شدم از تو شد این در بدری
رفت آوازه که امسال به حج رفت کمال
بس مبارک سفری چون تو به او هم سفری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عشق و دلدادگی میپردازد و به نوعی کمال انسانی و معنوی اشاره دارد. شاعر میگوید که فارغ از اینکه به کجا میرود، در هر جا تنها خداوند و محبت او را میبیند. او از در خود به در غیر رفته و به نوعی در انتقاد به فتنهگری و دوگانگی خود میپردازد. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که کعبه و بتکده هر دو به یک حقیقت اشاره دارند و نمیتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد. هدف نهایی او جستوجوی معشوق و حقیقت در هر دو مکان است. در نهایت، درود بر سفرهای معنوی و نزدیکی به خداوند را نیز بیان میکند.