نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آیت حسن از رخ خوب تو مثالی

از رنگ رخت دفتر گل نقش خیالی

خوبان جهان حسن دل افروز و ملاحت

دارند و لیکن نه چنین حسن و جمالی

عودیست دل سوخته بر باد وصالت

کز آتش هجران تو اش نیست ملالی

با آنکه بود آتش لعل تو جگر سوز

هرگز نبود خوشتر ازو آب زلالی

عمریست که بر باد هوا می گذرانیم

زیرا که نباشد ز تو امید وصالی

باری به کمال از سر رحمت نظری کن

امروز که حسن تو گرفتست جمالی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت آیت حسن است که شاعر آن را با مابقی خوبان جهان مقایسه می‌کند. شاعر می‌گوید که هرچند دیگران نیز زیبا هستند، اما مانند حسن او وجود ندارد. او از عشقش به حسن و درد فراق سخن می‌گوید و با اشاره به آتش عشق، به خاطر نبودن امید وصال ناله می‌کند. در نهایت، شاعر از حسن می‌خواهد که به او نگاهی رحمت‌آمیز بیندازد و به کمال زیبایی خود اشاره می‌کند.