شمارهٔ ۹۶۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر در کشتنم تأخیر کردی
نبود از مرحمت تقصیر کردی
رها کردی چو من دیوانه ای
گرفتی زلف را زنجیر کردی
را از دل خونها چکید آن دم که بر ما
بقصد جان مزه چون تیر کردی
چه شوخی ای پسر کز عهد طفلی
بخونم میل بیش از شیر کردی
رقیبا مینمانی آدمی شکل
تو آن هیأت چرا تغییر کردی
نکردی سجده زاهد برآن روی
به بیدینی مرا تکفیر کردی
کمال احوال درد خویش با بار
چو گفتی نیک بد تقریر کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و ناامیدی شاعر است. شاعر به معشوق خود میگوید که اگر در کشتن او تأخیر کرده، این تأخیر ناشی از رحمت او نبوده است. او خود را دیوانهای میداند که زنجیر زلف معشوقش شده و درد و رنجش از عشق را بیان میکند. شاعر به یاد میآورد که چگونه از دوران کودکی، عشقش عمیقتر شده و از معشوق میخواهد که چرا تغییر کرده و خود را از او دور کرده است. او احساس میکند که دیگران او را به خاطر عشقش تکفیر میکنند و در نهایت در بیان درد و حال خود، میخواهد که جوانب مختلف این عشق را بررسی کند.