نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای صبا بر خاک کوی یار ما خوش می‌روی

شبه سراندازان بر آن زلف دوتا خوش می‌روی

می‌روی و باز می‌گویی به زلفش خال ما

گرچه می‌گویی پریشان ای صبا خوش می‌روی

واعظا تحسین خود تا کی که خوش‌ها می‌روم

گر به زودی می‌روی از پیش ما خوش می‌روی

ناوکش چون می‌رود در سینه می‌گوید دلم

گر از آن مژگانی ای تیر بلا خوش می‌روی

می‌روی در جان همه وقتی و می‌آید خوشم

زآنکه تو آب حیاتی دایما خوش می‌روی

گر قباپوشی چو غنچه ور کله هم لاله‌وار

با کله خوش می برآنی در قبا خوش می‌روی

گر رود مطرب به بزمی خواند ابیات کمال

هر کرا جانی‌ست گوید مطربا خوش می‌روی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت صبا (باد صبحگاهی) اشاره می‌کند که با خودش بوی معطر عشق و زیبایی را می‌آورد. او به تحسین زلف محبوب و اثر آن بر دل و جان می‌پردازد و می‌گوید که حتی اگر صبا به زودی برود، باز هم زیبایی‌اش در دل‌ها باقی می‌ماند. شاعر همچنین به شادی و عشق در هر لحظه‌ای که صبا می‌وزد، اشاره کرده و به نوعی از خود می‌پرسد که چه زمانی باید این زیبایی را تحسین کرد. در نهایت، او می‌گوید که هر کس جانی دارد، با شنیدن صدای موسیقی در جشن و شادی به سرور می‌آید و از آن لذت می‌برد.