شمارهٔ ۹۹۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
برویت بنگرم ناگه نرنجی
بسویت بگذرم ناگه نرنجی
از وصلم حاصلی چون نیست باری
غم هجرت خورم ناگه نرنجی
جهانت بنده شد من نیز خود را
ازینها بشمرم ناگه نرنجی
تو هرجا تیغ بر گیری من آنجا
سری پیش آورم ناگه نرنجی
به هر راهی که بخرامی من آن راه
بدیده بسپرم ناگه نرنجی
بدین نازک دلی جانی تو داری
تمنایت برم ناگه نرنجی
کمال ار بگذرد بر آستانت
که من خاک درم ناگه نرنجی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دلبستگی خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر معشوقش از او فاصله بگیرد یا او را بیآنکه متوجه شود، رنجیده خاطر کند، او همچنان به محبت و ارادتش ادامه خواهد داد. شاعر میگوید که از دوری و جدایی رنج میکشد، اما این رنج را به خاطر عشقش تحمل میکند و حاضر است برای معشوق هر فداکاری که لازم باشد انجام دهد. او به این نکته اشاره میکند که برای او عشق و احترام به معشوق فراتر از هر چیز دیگری است و در هر وضعیتی، همچنان آماده است تا در خدمت او باشد.