نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به کوی عشق باشی شیرمردی

اگر باشد به رویت گرد دردی

بروی مرد باشد گرد این درد

نخواندی این مثل گردی و مردی

خیالت گر نبودی مونس جان

دل بی‌کس تن تنها چه کردی؟

غذای عاشق مفلس غم آمد

اگر غم نیستی مسکین چه خوردی؟

دورنگی نیست ما را با تو الأ

همین بخت سیاه و روی زردی

درخت گل ندارد تاب سرما

نیارم زد برآن در آه سردی

کمال آن‌ها که فکر بکر دارند

قزون از صد غزل خوانند فردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دردهایی که همراه آن است اشاره می‌کند. او از مردی شجاع سخن می‌گوید که باید با مشکلات عشق مقابله کند. شاعر همچنین به تنهایی و غم عاشق اشاره می‌کند و می‌پرسد اگر غم وجود ندارد، عاشق چه می‌خورد. او از عدم ثبات و درد جدایی و همچنین از زیبایی و کمال در عشق سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به عشق واقعی و فکر خلاق اشاره می‌کند و بر اهمیت آن تأکید می‌کند.