شمارهٔ ۹۹۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا خلوت دل خالی از اغیار نیابی
بام و در آن خانه پر از بار نیابی
آنجا که شد او یافته خود را نتوان یافت
غم نیست که سریابی و دستار نیابی
بیدار شود آنگه طلب آن روی که هرگز
در خواب چنین دولت بیدار نیابی
گر از تو به زخمی بخرد جان و سرآن تیغ
بستان که چنین نیز خریدار نیابی
چندانکه ز دل نگذری از هر چه مرادست
را گذری بر در دلدار نیابی
دعوی اناالحق سخن نیک بلند است
معنی چنین جز به سر دار نیابی
زنهار کمال از سر مستی مرو آنجا
ترسم که روی بی ادب و بار نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عمیق احساسات و تجربیات روحانی میپردازد. شاعر به ما میگوید که تا زمانی که دلمان از دنیا و اغیار خالی نشود، نمیتوانیم به آرامش و حقیقتی درونی دست پیدا کنیم. او بر این باور است که در جایی که انسان به خودشناسی میرسد، دیگر غم و اندوه وجود ندارد و درک عمیقتری از زندگی حاصل میشود. همچنین، شاعر میگوید که گاهی اوقات باید بهایی برای دستیابی به حقیقت بپردازیم و یادآوری میکند که در مسیر حقگویی، تنها افرادی میتوانند موفق شوند که به صدق و راستی متعهد باشند. او هشدار میدهد که نباید در جستجوی کمال از حالت مستی و شجاعت دور شویم، چرا که ممکن است به عواقب ناگواری دچار شویم. در نهایت، شعر به ما یادآوری میکند که تنها در دلدادن به عشق و معرفت میتوان به درک واقعی زندگی نائل آمد.