شمارهٔ ۷۰ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای زه نم کلک شکر بار تو
تازه و تر باغ سخن را نهال
تا شده روشن ز تو آب سخن
سرد شده بر دا مردم زلال
دیده خط شعر و تو گشته سرخ
جدول دیوان من انفعال
گر بهدادیان موظف ز فقر
می نرسد دست تو چون پارسا
تخفه ام اشعار مخیل فرست
از تو چو قانع شده ام با خیال
همت تو گرچه نیارد فرو
سر بمقام من شوریده حال
هست امیدم که رساند ترا
پیر مکمل بمقام کمال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لطافت سخنان شاعر اشاره دارد و تأکید میکند بر تأثیر خاصی که معشوق بر احساسات و کلمات شاعر میگذارد. شاعر از نشانههای عشق و زیبایی سخن میگوید و امید دارد که معشوق به او برسد و به مقام کمال خود نزدیکتر شود. همچنین، شاعر با اشاره به فقر و کمبودهایی که در زندگیاش احساس میکند، از احساس عدم کفایت خود در بیان عشقش سخن میگوید و در نهایت، به آرزوی رسیدن به معشوق و کمال در عشق اشاره دارد.