شمارهٔ ۴۱ کمال خجندی
کمال خجندی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
گفتم جانا گفت بگو گر مردی
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
گفتم چشمم گفت بس این بی آبی
گفتم نفسم گفت مکن دم سردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده با معشوق خود صحبت میکند. او از جانش میگوید و از عشقش بیان احساس میکند. معشوق از او میپرسد که آیا شجاعت دارد، و گوینده میگوید که به خاطر عشقش، جانش را فدای او کرده است. معشوق سپس به او اشاره میکند که نباید از مشکلات و کمبودها ناامید شود و به ادامهٔ عشق و زندگی دعوت میکند. در واقع، گفتوگو بین آنها نمادی از عشق و حمایت متقابل است.