رباعیات — کمال خجندی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — گفتم مستی گفت که آری بخدا
- شمارهٔ ۱ — دی جلوه گری بین که آراست مرا
- شمارهٔ ۴ — با پسته شیرین تو شکر هیچ است
- شمارهٔ ۲ — قول و غزلی که دل رباید همه را
- شمارهٔ ۸ — کس خوبتر از تودر جهان ممکن نیست
- شمارهٔ ۹ — در دور زمان لحظه ای آرامش نیست
- شمارهٔ ۱۱ — آن میر که در سماع سوزی دارد
- شمارهٔ ۱۰ — انسان بمثل آینه باشد بالذات
- شمارهٔ ۵ — با پسته تنگ تو شکر بر هیچ است
- شمارهٔ ۱۲ — امروز چو شعر هر که در خط کوشد
- شمارهٔ ۷ — دندان مرا چو درد پنهان بگرفت
- شمارهٔ ۶ — تا کی نبود با دل من تمکینت
- شمارهٔ ۱۹ — گفتم روزم گفت بدین روز مناز
- شمارهٔ ۱۸ — گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر
- شمارهٔ ۲۰ — خط تو که خوانند خط ریحانش
- شمارهٔ ۱۶ — یاران چو ورق شکسته ما میجویند
- شمارهٔ ۱۳ — گر گل نه بخدمتت ز جا برخیزد
- شمارهٔ ۱۵ — گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند
- شمارهٔ ۱۴ — گفتم که بده بوسه ای حور نژاد
- شمارهٔ ۱۷ — گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر
- شمارهٔ ۲۶ — کی باشد ازین تنگ برون آمدنم
- شمارهٔ ۲۴ — ای مالک روح از چه ترسی ز عدم
- شمارهٔ ۲۵ — شمعی که به رخسار نکو بودی گرم
- شمارهٔ ۲۸ — تا فکرت من نهاد بنیان سخن
- شمارهٔ ۲۲ — بر گوش رسد همی نوا خوانی دل
- شمارهٔ ۲۷ — هرگز نکشیدم آن سر زلف بخم
- شمارهٔ ۲۳ — ای سرو اگر ترا چو طوبی خوانیم
- شمارهٔ ۲۱ — ای یار لطیف دلستان نازک
- شمارهٔ ۳۰ — گفتم بچه ماند مژه ات گفت سنان
- شمارهٔ ۳۲ — گفتم که چه خواهی که دهم گفت که جان
- شمارهٔ ۳۵ — ما روی تو بینیم نبینیم به ماه
- شمارهٔ ۲۹ — دی از سر اسب ای قمر خانه نشین
- شمارهٔ ۳۳ — در ملک وجودم بجز از دوست مجو
- شمارهٔ ۳۶ — ای آیت کارگاه صنع صمدی
- شمارهٔ ۳۱ — گفتم چه خورم در طلبت؟ گفت که خون
- شمارهٔ ۳۴ — گفتم چه زنم در غم تو گفت که آه
- شمارهٔ ۳۹ — با قامتت ای لاله رخ سوسن بوی
- شمارهٔ ۳۸ — ای گشته تو مشهور به شیرین سخنی
- شمارهٔ ۴۲ — گفتم چشمم گفت مگر بی بصری
- شمارهٔ ۴۱ — گفتم جانا گفت بگو گر مردی
- شمارهٔ ۴۰ — زلف تو که داشت عادت دل شکنی
- شمارهٔ ۴۳ — گفتم چه کند دفع غمم؟ گفت که مِی
- شمارهٔ ۴۴ — گفتم قمرت گفت به چشمش گردی
- شمارهٔ ۳۷ — ای آنکه تویی سوار در هر هنری