شمارهٔ ۱۰۰۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟
عزیزان قومند و قومی عزیزند
به لعل چو آتش جهانی بسوزند
به تیغ مژه خلق را خون بریزند
کمان ابروانند با تیر غمزه
به خون ریختن همچو شمشیر تیزند
بجز دور چشمانش خود کس ندیده ست
که مستان به هشیار مردم ستیزند
به چشم آهوانند و مردم به صورت
از آن همچو آهو ز مردم گریزند
نشستن بدیشان کجا می توانند؟
کسان کز سر دین و دنیا نخیزند
نیابند یک ذره بی مهر ایشان
اگر خاک خسرو پس از مرگ بیزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای خوبان و عزیزان میپردازد. او میگوید که خوبان همچون آتش سوزان و شمشیری تیزند و با زیبایی و گریه دیگران را تحت تأثیر قرار میدهند. آنها با چشمان جذاب و ابروان کمانی خود به دلها تیر میزنند و هیچکس نمیتواند در کنار آنها آرامش یابد. همچنین، شاعر اشاره میکند که عشق و محبت به این خوبان، حتی پس از مرگ نیز همچنان ادامه دارد و بیمهرشان، وجود انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد.