نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دل از بند زلفت رها کی شود؟

دلت با دلم آشنا کی شود

نگویی که از لعل سیراب تو

مراد دل ما رواکی شود؟

ولی مرهم لعل خودکام تو

به کام دل ریش ما کی شود؟

نمی شد دل از بند زلفش رها

کنون دل نهادیم تا کی شود؟

کجا همدم و یار خسرو شوی!

که شه همنشین گدا کی شود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر در مورد عشق و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید. او می‌پرسد کی دلش از بند زلف محبوب آزاد خواهد شد و آیا دل محبوب به او نزدیک خواهد شد. شاعر از لعل (رنگ قرمز) محبت محبوب سخن می‌گوید و اینکه آیا این محبت می‌تواند دلش را سیراب کند. او همچنین می‌گوید که مرهم زخم هایش از جانب محبوب به کی داده خواهد شد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که دل به معشوق بسته است و نمی‌داند چه زمانی این وضعیت تغییر می‌کند.