شمارهٔ ۱۰۰۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
مژه هر زمان اشک پالای بود
بیا، ای جهان، بر سر من بگرد
که این سر شبی زیر آن پای بود
تنم بر در دوست پامال گشت
چه تدبیر چون خاک آن جای بود؟
شب دوش هم بد نبود از خیال
اگر چه دراز و غم افزای بود
زمی های دوشینه مستم هنوز
میی کز دو چشم جگرزای بود
بگویم چه خوش داشت وقت مرا
سرودی که از ناله و وای بود
بکش زارم،ای عشق، کان دل نماند
که صبر مرا کارفرمای بود
بیفتاد چندین دل خلق دی
که شانه تراگیسوافزای بود
یکی کار زان لب دریغم مدار
که تا بود خسرو شکرخای بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از لحظات شیرین و زیبای عاشقی یاد میکند. او از شبهایی صحبت میکند که در آن چشمش به محبوبش بود و اشکهایش همچون پاکی دریا به زمین میریخت. او از yearning (اشتیاق) و آزارهای عشق میگوید و بیان میکند که چگونه در دلش غم و شادی همزمان وجود دارد. همچنین، او به نشستی در کنار محبوب و تاثیر آن بر احساساتش اشاره میکند و به جوانب تلخ و شیرین عشق میپردازد. در نهایت، به زیباییهای چهره محبوب و تاثیری که بر دیگران دارد، اشاره میکند.