نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دو چشمت که تیر بلا می زند

چنان تیر بهر چرا می زند؟

کمان جانب دیگری می کشد

ولی تیر بر جان ما می زند

زهی دیده کز شوخی و چابکی

کجا می نماید، کجا می زند؟

دو زلف تو از پشتی روی او

شب تیره را در قفا می زند

به هنگام رفتار بالای تو

تگ کبک را زاغ پا می زند

چو بوی ترا در چمن می برد

نسیم بهار از صبا می زند

نوا می زند بلبل از راه عشق

ولی راه این بینوا می زند

مریز آب خسرو همین غم بس است

که آتش درین مبتلا می زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و تأثیر آن بر دل عاشق می‌باشد. شاعر به توصیف چشمان معشوق می‌پردازد که مانند تیرهای بلا بر دل او می‌زند و اشاره می‌کند که حتی در زمان‌هایی که معشوق به سمت دیگری می‌رود، عشق و جذابیت او همچنان بر قلب شاعر تأثیر می‌گذارد. زلف‌های معشوق شب را روشن می‌کند و حضور او باعث شگفتی و شعف در طبیعت می‌شود. بلبل از عشق نغمه‌هایی می‌سراید، اما عشق شاعر او را در درد و رنج فرو می‌برد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که همین غم و اندوه ناشی از عشق کافی است تا او را به آتش عشق مبتلا کند.