شمارهٔ ۱۰۱۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
چو نگه کند غم و درد من، به دل آخرش اثری کند
دل و جان فدای نگاه او، چو برای کشتن چون منی
نگرد به سوی من و سخن به کرشمه با دگری کند
سخن وی است و سرشک من، چو کنم نظاره روی او
که به کام او شکری نهد، به دهان من جگری کند
ز سم سمند تو خاک ره که ز درد دل به برافگنم
به از آن مفرح و آن دوا که دوا نه درد سری کند
نگهی به خسرو خسته دل، سخنی کند که رسم به تو
مشنو، دلا، تو حدیث او که بهانه با دگری کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای معشوقش است. شاعر از احساسات شدید خود صحبت میکند و بیان میکند که چگونه نگاه معشوقش تأثیری عمیق بر دل و جان او میگذارد. او از غم و درد ناشی از فراق سخن میگوید و اشاره میکند که اگر معشوق به او توجه کند، دلش شاد میشود. شاعر همچنین به این موضوع اشاره دارد که معشوق ممکن است با دیگران سخن بگوید و او را فراموش کرده باشد، اما او همچنان به عشق و یاد او زندگی میکند. در نهایت، او از درد دل و تمایل به وصال سخن میگوید و به آنچه که برایش مهم است، اشاره دارد.