شمارهٔ ۱۰۱۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟
وان چشم تو با ابروی پرچین چه نشیند؟
پروین چو به رخسار تو هر صبح بخندد
تا بر دل خورشید ز پروین چه نشیند؟
گر نیشکر از دست تو بر خاک نشسته ست
این دیده بر آن قامت شیرین چه نشیند؟
ور تیره نخواهد دل من حالت خود را
با گیسوی مشکین تو چندین چه نشیند؟
ور مشورت ریختن خون کسی نیست
خط تو به آن طره مشکین چه نشیند؟
چون وصل تو ما را ندهد دست به بالین
چندین غم تو بر سر بالین چه نشیند؟
تو شاد بزی، گر بر خسرو ننشستی
از همچو تویی بر من مسکین چه نشیند؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه گفته شده است. شاعر از زلف و نگاه معشوقه صحبت میکند و به تاثیرات آنها بر دل و جانش اشاره میکند. او میپرسد که چگونه چنین زیبایی میتواند بیتوجه بماند و میگوید که حتی اگر خوشیها و شادابیها در زندگیاش وجود نداشته باشد، هنوز هم دلش به وجود زیبایی او دلخوش است. شاعر احساس غم و درد را نیز به تصویر میکشد و نشان میدهد که عشق و وصال معشوق، مهمترین چیز در زندگی اوست.