نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد

بسا دلهای مسکینان کزان زلف دو تاه افتد

گل اندر خوابگاه نرگس افتد گر وزد بویت

ولیکن عشق بازان را خسک در خوابگاه افتد

تو می رو مست و غلتان، کو هزاران توبه باطل شو

چه غم دارد ازان شاهد که زاهد در گناه افتد؟

ز چشمت کاروان صبر من تاراج کافر شد

مسلمانان، کسی دیده ست کاندر شهر راه افتد؟

تو جولان می زنی و طالبان چون گرد دنبالت

مبادا کان عنان در دست مست او مخواه افتد

سرم خاک ره سروی که چون بینند بالایش

کلاه افتد ز سر بر خاک و سر پیش کلاه افتد

هوس دارد که در پایت سراندازی کند خسرو

ولیکن کسی گدا را راه پیش پادشاه افتد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تاثیر عشق و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هر حرکتی از موهای معشوقه‌اش می‌تواند دل‌های بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد. وی بر این باور است که عاشقان حتی در خواب هم تحت تأثیر این زیبایی هستند. شاعر به نشان دادن تضاد بین زاهدان و عاشقان می‌پردازد و اشاره می‌کند که در عشق هیچ گناهی وجود ندارد. همچنین به شور و شوق عاشقانه اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگران به دنبال او هستند و باید مراقب باشند که در دام خوشی‌ها نیفتند. نهایتاً، شاعر به ذلت طرفداران و وضعیتی که گدا در برابر پادشاه دارد، اشاره می‌کند.