شمارهٔ ۱۰۲۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
حد حسنت گر اهل دل بدانند
دو عالم در ته پایت فشانند
مسیح و خضر را آن روی بنمای
بکش، جانا، مرا، گر زنده مانند
مبین کایینه لافد از ضمیرت
که می گوید دروغی راست مانند
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟
مرنج، ای پاکدامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن فشانند
نخواهم زیست زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو تیغم نرانند
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای دوست
که مستان لذت تقوی بدانند
بگویش، ای صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند
نه جایی کز گل رویت چکد خون
دو چشم خسرو آنجا خون چکاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و از احساسات عمیق خود نسبت به او صحبت میکند. او میگوید اگر اهل دل حقیقت وجود حس زیبای معشوق را درک کنند، دو جهان در پاهای او متشر میشود. شاعر از معشوق میطلبد که اگر امکان دارد، خود را به او نشان دهد و با این حال از درد عشق و زخمهای آن ابراز نارضایتی میکند. او به رقبای خود میگوید که به او آسیب نزنند و تأکید میکند که عشق و شیدایی به حقیقت مذهب نمیانجامد. در انتها، شاعر به زیبایی چشمان معشوق اشاره میکند که خون عشق را در دلش میریزد.整体اً، شعر تأکیدی بر قدرت و زیبایی عشق و نیز زحمتهای آن است.