نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشاق دل غمزده را شاد نخواهند

خوبان تن ویران شده آباد نخواهند

آنان که به سر رشته زلفی برسیدند

گردن ز چنان سلسله آزاد نخواهند

قومی که حق صحبت مجبوب شناسند

در جور بمیرند و ز کس داد نخواهند

گویند «چرا سوی گل و مل نگرانی »؟

این بی غمی است از من ناشاد نخواهند

در دام تو مردیم، و به روی تو نگفتیم

کازادی گنجشک ز صیاد نخواهند

از باد همین بوی تو آید که برد جان

آن گل که چو رویت بود از باد نخواهند

خسرو، ز دل خویش مجو حرف سلامت

کاین قصه شیرینست ز فرهاد نخواهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و غم‌انگیز پرداخته و به نوعی ابراز ناامیدی در زندگی عاشقانه است. شاعر بیان می‌کند که عاشقان نمی‌توانند دل‌های غمزده خود را شاد کنند و زیبایی‌ها نمی‌توانند ویرانی و ناامیدی عاشقانه را جبران کنند. او به رابطه‌های دشواری که عاشقان تحمل می‌کنند اشاره می‌کند و می‌گوید کسانی که به زیبایی معشوق پی برده‌اند به راحتی نمی‌توانند از آن جدا شوند. در نهایت، شاعر از صدمات عشق و انتظارات ناامیدکننده و حسرت‌هایی که در دل عاشقان است سخن می‌گوید و به طور کلی حالتی از اندوه و کمدی عاشقانه را به تصویر می‌کشد.