نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو کز سوزم نه‌ای واقف، دلت بر من نمی‌سوزد

مرا آنجا که جان سوزد، ترا دامن نمی‌سوزد

ز غیرت سوختم، جانا، چو در غیرم زدی آتش

تو آتش می‌زنی در غیر و غیر از من نمی‌سوزد

رخت کز دانه فلفل نهاده خال بر عارض

کدامین روز کان یک دانه صد خرمن نمی‌سوزد

نسازد دوست جز با دوست تا سوزد دل دشمن

تو چندین دوست می‌سوزی که کس دشمن نمی‌سوزد

مزن بی‌گریه، خسرو، دم، اگر از عشق می‌لافی

که مردم از چراغ دیده بی‌روغن نمی‌سوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از دل‌سوزی و عشق است. شاعر از حسرت و درد خود می‌گوید و به معشوق اشاره می‌کند که او به سوزش دل او اهمیت نمی‌دهد. شاعر به احساساتی چون عشق و درد در روابط انسانی پرداخته و به غیرت و آتش عشق اشاره می‌کند. او در نهایت بر این نکته تأکید می‌کند که عشق واقعی فقط بین دوستان وجود دارد و بی‌توجهی به عواطف دیگران می‌تواند موجب آتش‌سوزی دل دوستان شود. به طور کلی، شعری است درباره عمق عشق، درد جدایی و اهمیت فهمیدن احساسات یکدیگر.