نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود

به پای آید و چون بیندش به دوش رود

تبارک الله ازان رو که بهره خواهد برد

چو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود

گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی را

گلیم زهد به دکان می فروش رود

ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنم

به سوی چشم برم دست و سوی گوش رود

خراش سینه همسایه شد خروش دلم

کسی مباد که در گوشش این خروش رود

صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیک

دلم نماند که سوی نشاط و نوش رود

طریق سرو قباپوش دید تا خسرو

دلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره می‌کند که دیدنش باعث ایجاد حالات شگفت‌انگیز و یکنوع شور و هیجان در دل عاشق می‌شود. شاعر به تأثیر عمیق این معشوق بر روح و روان افراد اشاره می‌کند و بیان می‌کند که کسی که این زیبایی را ببیند، تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد و به نوعی از خود بی‌خود می‌شود. در عین حال، اشاراتی به زهد و دوری از دنیا نیز وجود دارد که نشان‌دهنده تضاد میان عشق و زندگانی دینی و زاهدانه است. شاعر می‌گوید حتی در حضور این زیبایی، دلش نمی‌تواند به شادی و لذت برگردد و همچنان در اندوه و خروش است. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق به قدری قوی است که فرد را از هر چیز دیگری غافل می‌کند.