شمارهٔ ۱۰۵۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هوایی در سرم افتاده، جانم خاک خواهد شد
جهانی در سر آن غمزه بیباک خواهد شد
تو می زن غمزه تامن می خورم خوش خوش به جان پیکان
چه غم دارد ترا، گر سینه من چاک خواهد شد
مبین زین سو که جانم از خیال مهره چشمت
چو گنجشکی کزو بر خورده در تاباک خواهد شد
بسوزم خویش را از جور بخت، ولی ترسم
که آتش سوخته از ننگ این این خاشاک خواهد شد
خدایا، زو نپرسی و مرا سوزی به جای او
که کشته عالمی، زان نرگس چالاک خواهد شد
روید، ای دوستان هر گه که می باید بر آن کویش
که این جان خاک این کویست، اینجا خاک خواهد شد
زهی شادی، گر او اید که بیند حال من، لیکن
من این شادی نمی خواهم که او غمناک خواهد شد
خیال خط تو همراه من بس باشد آن وقتی
که نام من ز لوح زندگانی پاک خواهد شد
ازان لب تلخ می گویی، بترس از مردن خسرو
که هر زهری که آید از لبش تریاک خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از دلشکستگی و دلتنگی شاعر است. او از غم و درد ناشی از عشق سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه جانش تحت تأثیر نگاه و غمزه محبوب قرار گرفته است. شاعر به تصویر کشیدن احساساتی همچون سوز و گداز ناشی از جدایی و ناپایداری عشق میپردازد و ترس از از دست دادن محبوبش و همچنین عذابهای روحی ناشی از این عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به محفل محبوب برود و اینکه شادی او به قیمت ناراحتی دیگران باشد. این شعر حاوی تفکر عمیق و فلسفی درباره عشق، درد و هستی است.