شمارهٔ ۱۰۶۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
سرهای سران بر در دروازه ندارد
بی منت پیرایه چنانی تو به خوبی
کت هیچ غم غالیه و غازه ندارد
بر باد هوا شد ورق صبر من، آری
دل دفتر کهنه ست که شیرازه ندارد
از آه جگر تاب سیه روی بمانم
گر گریه من روی مرا تازه ندارد
گفتی که چگونه ست غمم در حق خسرو
جانا، چه توان گفت که اندازه ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و محبوبیت معشوق خود صحبت میکند و بیان میکند که این زیبایی در دنیا شناخته شده نیست. او به خوبی و جذابیت معشوق اشاره میکند که بدون نیاز به زینت و تجمل، خود به خود زیباست. همچنین، شاعر از درد و رنج خود به خاطر دوری معشوق و عدم امکان بیان غمهایش مینالد و در نهایت به بینهایت بودن غم خود اشاره میکند که هیچ اندازه و حدودی ندارد.