شمارهٔ ۱۰۶۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد
سرش سبز بادا، بگو تا بگیرد
نهانی مریز، ای پسر، خون عاشق
که روزی ترا آشکارا بگیرد
لبش خورده خونم، گرش من بگیرم
همان هر دو لب یکدگر را بگیرد
دو زلفت دو عقد است رأس و ذنب را
که خورشید را بی محابا بگیرد
وزان عقد خورشید یابد رهایی
دگر خدمت شاه والا بگیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوع عشق و احساسات عمیق عاشقانه میپردازد. او از سبز شدن و شادی ناشی از عشق صحبت میکند و به پسر عاشق توصیه میکند که احساساتش را پنهان نکند، زیرا روزی این عشق آشکار خواهد شد. همچنین به پیوند عشق و زیبایی اشاره میکند و وصفی از لبانی که به هم میرسند، و دمی از عشق پرشور را به تصویر میکشد. زلف معشوق را به عقد خورشید تشبیه میکند و در انتها، به امید آزادی و رسیدن به عشق والامقام اشاره میکند.