نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

امروز که از باران شد سبزه رعنا تر

سیم و زر گل جمله گشتند به صحرا تر

احوال دو چشم من در گریه یکی بنگر

چون خانه پر روزن اینجاتر و آنجاتر

صد جان نه یکی باید تا صرف کنم در ره

گردد چو کف پایت در راه تماشاتر

آهنگ برون داری، آب است به ره، ای چشم

زین راه تفحص کن خشک است زمین یا تر

در سبزه خرامیدن کردی هوس و شستن

خود سبزه نخواهد بود از خط تو رعناتر

بالاتر هر جا دو چشم تو همی بینم

ابروی تو می بینم از چشم تو بالاتر

خسرو، صفت خوبان می گوی که خود نبود

در هیچ گلستانی بلبل ز تو گویاتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی‌های طبیعت پس از باران اشاره می‌کند و تجسمی از سرسبزی و شادابی را به تصویر می‌کشد. او همچنین به احساسات عمیق خود اشاره دارد و بیان می‌کند که نگاه کردن به چشمان محبوبش برایش بسیار دلنشین و پرمعناست. شاعر احساس می‌کند که زیبایی چشمان محبوبش از همه زیبایی‌ها بالاتر است و هیچکدام از زیبایی‌های دنیا نمی‌توانند به ارزش عشق و محبت او برسند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زیبایی‌ها و احساسات عاشقانه‌اش در هیچ مکانی به اندازه‌ی حضور محبوبش حائز اهمیت نیستند.