نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مسلمانان، گرفتارم گرفتار

وزین جال دل افگارم گرفتار

نظر بر نیکوان چندان نهادم

که شد ناگه دل زارم گرفتار

چو خود کردم نظر در روی خوبان

بدین محنت سزاوارم گرفتار

کمند گیسو افگنده ست و کرده

یکی خونریز عیارم گرفتار

گسستن را ندارم طاقت ار چه

ز موی او به یک تارم گرفتار

شبم را حال کی داند که هرگز

به روز من نشد یارم گرفتار

برو از دیده خسرو که بادا

به آب چشم بیدارم گرفتار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و گرفتاری شاعری است که دلش در اثر عشق به زیبایی‌ها و نیکوان گرفتار شده است. او به نوعی در بند زیبایی‌ها و عواطفش است و از رنج و درد ناشی از این عشق رنج می‌برد. شاعر به ناتوانی‌اش در رهایی از این دلبستگی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه زیبایی‌های عشق او را در زنجیر کرده‌اند. همچنین به تنهایی و غم شب‌ها و آرزوی روزی بهتر اشاره می‌کند که در آن هیچ یار و همدمی ندارد. در نهایت به خواست خود برای رهایی از این مصیبت می‌پردازد اما از این موضوع ناامید است.