شمارهٔ ۱۰۹۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
خاصه در سایه گلهای تر اندام بهار
عاشق زار بهار است نهانی سوسن
لیک از شرم نیارد به زبان نام بهار
بر چمن بود بسی وام بهار از زر و سیم
غنچه بگشاد گره تا بدهد وام بهار
بعد ازین بینی در سایه هر سرو بلند
مجلسی کرده جوانان می آشام بهار
هوشیار اوست به نزد همه اهل معنی
که به مستی گذراند سحر و شام بهار
به غنیمت شمر، ای دوست، اگر یافته ای
روی زیبا و می روشن و ایام بهار
از پی خوردن می با سخنان خسرو
باد می آرد ازان روی تو پیغام بهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای بهار و لذتهای آن سخن میگوید. او به باده گلرنگ و خوشیهای بهاری اشاره میکند که در کنار گلهای تازه و زیبا قرار دارد. عاشق بهار به طور پنهانی احساساتش را بیان میکند و از زیباییها و جوانی در این فصل لذت میبرد. شاعر توصیه میکند که زیباییها و لذتهای بهار را ارج بنهید و از لحظات شاد آن بهرهمند شوید، چرا که این روزها پر از خوشی و زیبایی است. به طور کلی، شعر به خوشیها و جزئیات دلپذیر بهار میپردازد و تشویق به استفاده از این لحظات زیبای زندگی میکند.