نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سر به کوی عشق غلتانیده گیر

چشم را بر خواب خوابانیده گیر

زلف پیچانت چو گیرم بیهده

تهمتی بر خویش پیچانیده گیر

چشم تو خون می نغلتد از درون

گوهری از دیده غلتانیده گیر

چون نمی گردد دلت، چون آسیا

ما چه گردانیم گردانیده گیر

چند ترکانه به خون اغرا کنی

خانه زنبور شورانیده گیر

پس کند تا کی زبان گردن چو شمع

آتش اندر سینه گیرانیده گیر

گر چه خسرو را بمیرانی ز غم

نام چون باقیست، میرانیده گیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و شور و حال آن صحبت می‌کند. شاعر از معشوقه‌اش درخواست می‌کند که در کوی عشق بگردد و از خواب و خیالات دور باشد. او به زلف و زیبایی معشوقه اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی می‌تواند او را به درد و عذاب بیندازد. همچنین، شاعر به دل شکستگی و ناتوانی در حرکت اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق می‌تواند انسان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در پایان، او به خیال مرگ از غم اشاره می‌کند و نام معشوقه را به عنوان یادگاری از عشقش باقی می‌گذارد.