شمارهٔ ۱۱۰۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
بوی نهفته زان صنم دلربا بیار
مانا که یابم از دل گمگشته آگهی
یک تار مو ازان سر زلف دو تا بیار
تعویذ عمر بایدم اندر شب فراق
یک نامه زان مسافر فرخ لقا بیار
گفتی سلام آرم ازو، چشم بر رهست
یا خود میای تا نشنوم کشته، یا بیار
تاکی ز بند بیهده گوشم گران بود
آخر همم ازو سخنی، ای صبا، بیار
زان بوستان که میوه به اغیار می دهد
برگی به سوی فاخته بینوا بیار
در غیرتم کزوست خدنگی به هر دلی
یک ره از آن یکی ز پی جان ما بیار
جان مرا خرید خیالش به بندگی
این بنده ز آن اوست از آن بت رضا بیار
زان جام لب که جرعه ز شاهان دریغ داشت
پروانه خرابی مشتی گدا بیار
از جرعه گاه او قدری آبرو بخواه
بر دردهای کهنه خسرو دوا بیار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از باد صبحدم میخواهد پیامی از محبوبش بیاورد. او از بوی محبوبی دلربا حرف میزند و امیدوار است که از دل گمراهش خبر خوشی بگیرد. شاعر به جستجوی علامتهایی از محبوبش است و از باد میخواهد یک تار مو از او بیاورد. در شب جدایی، او به دعا و طلب نامهای از مسافری خوشخبر نیاز دارد. همچنین از باد میخواهد که هر خبری از محبوب برایش بیاورد، چرا که گوشش از انتظار خسته شده است. شاعر به فراوانی میوه در باغی اشاره میکند که به بیگانگان داده میشود و از این که خود او چیزی نمیگیرد ناراحت است. او به محبت و علاقهاش اشاره میکند و میخواهد که خبری از محبوبش به او برسد. در انتها، از لب جامی که شاهان مینوشند، طلب میکند که برای دردهایش مداوا بیاورد. این شعر پر از احساس longing و طلب است، که نشاندهنده عشق عمیق و انتظار شاعر به محبوبش است.