شمارهٔ ۱۱۱۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
چه بود؟ گلی که رویت ز دو صد بهار خوش تر
چه روم به باغ و بوستان چو گلی به تو نماند
ز گلی که بی تو بینم به دو دیده خار خوش تر
به یکی سخن که گویی بزید دوباره مرده
که ز آب زندگانی دو لبت دوبار خوش تر
چه خوش است یک کرشمه ز برای مردن من
که اگر زیم به دیدن، یکی از هزار خوش تر
چه کمان کشی دو چشمم به دو تیر چار کردن
که گر آید از تو گردی دو من و چهار، خوش تر
منم و شبی و با دل همه شب حکایت او
که غم دراز گفتن به شبان تار خوش تر
چه روم به خاک، جانم کند این سخن به حسرت
که براین تن زمینی ره آن سوار خوش تر
غم هجر راست ذوقی که به وصف کس نیاید
تو اگر شراب خواری، ز میت خمار خوش تر
چو غلام تست خسرو، زید و بمرد، فریاد
تو ازین دو گوی پیشت که کدام کار خوش تر؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارد و شاعر با تمثیل گل، زیبایی و معشوق را توصیف میکند. او میگوید که جمال محبوبش از هر چیز دیگری زیباتر است و به خاطر دوری از او، هر زیبایی دیگر را بیمعنا میبیند. شاعر در میان غم و حسرت عشقش، به سراغ خاطرات و اشعار میرود و در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی اگر در غم جدایی باشد، باز هم عشق به محبوبش ارزشمندتر از هر چیز دیگری است. تمام ابیات شعر بر تضاد زندگی و مرگ، عشق و دوری، و زیبایی و حسرت تأکید دارد.