شمارهٔ ۱۱۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سپیده دم که گهربار بر در گلزار
شود به جلوه گل اندر نگار خانه یار
عجب نباشد، اگر از نسیم روح افزای
دم حیات زند نقش خامه بر دیوار
چه عشقهای کهن را که نو کند از سر؟
چو عندلیب برآرد ز شوق ناله زار
گهر فروش شود روی نیکوان ز عرق
گهی که گرم شود آفتاب را بازار
خوش آن کرشمه و نازی که می کند نرگس
چو چشم ساقی رعنا میان خواب و خمار
میان لاله و گل بین صبا ز نغمه مرغ
که رقص می کند از بی خودی بر آتش خار
شده ست صحن گلستان ز ارغوان و سمن
چو آستان شه از روی خسروان دیار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، صبح زود به زیبایی و شکوفایی گلها در باغ اشاره شده است. نسیم دلانگیز زندگی تازهای به گلها میبخشد و عشقهای قدیمی دوباره زنده میشوند. همچنین، زیبایی چهرهها و زیباییهای طبیعی به تصویر کشیده شده و نغمه پرندگان در میان گلها و لالهها، حالتی شاداب و پر از شور و هیجان را ایجاد میکند. باغ گلستان با رنگهای زیبا و دلانگیز، فضایی شگفتانگیز و پادشاهی را به نمایش میگذارد.