شمارهٔ ۱۱۱۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آراست همه عرصه آفاق به زیور
در برج شرف آمدن شمس منور
بیرون زده گلهای رخ ساده جوانان
کایند به نظاره شهزاده کشور
بر سبزه گل لعل تو دانی چه چکیده ست؟
بر سینه طاوس مگر خون کبوتر
خونابه چکانید ز چشم تر عشاق
بلبل که کشیده زنوار زهره ز اختر
بر لاله تر کوفت صبا پای بر آتش
با مطرب و با مرغ چمن شد چو نواگر
غنچه ست دهن گرد گرفته ز پی آنک
بوسد کف پاهای نگاران سمن بر
آن طرفه بهاری که زمین پر گل و زر شد
زان ره که در آمد علم خان مظفر
شهزاده خضر خان که به تایید الهی
خضری ست پدید آمده از صلب سکندر
نبود عجب، ار محو کند حکم فنا را
آثار چنین عمر که خضری ست مصور
مدح تو ز خسرو به فلک رفت و عطارد
بر تخته خورشید نگر می کند از بر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای بهار و جلوههای دلانگیز طبیعت میپردازد. شاعر با اشاره به آمدن خورشید و شکوفههای گل، جاذبههای جوانی و عشق را به تصویر میکشد. در این بهار پرطراوت، جوانان به تماشای زیباییها میپردازند و عشق و احساسات عمیقشان را ابراز میکنند. همچنین اشاره به شخصیتی مانند خضر خان و تاثیر او بر جهان اشاره شده، که از نظر شاعر میتواند نشانهای از قدرت الهی باشد. در نهایت، شاعر با ستایش زیباییها و هماهنگیهای طبیعی و نهایتاً تاثیرات مثبت آن بر روح و روان انسانها، به بیان احساسات خود پرداخته است.