نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز

وان زدلگرمی نگوید ترک آزارم هنوز

سالها تا گلبن مقصود در می پرورم

ز آب چشمم بر نمی آید گل از خارم هنوز

گر چه بر باد هوس شد خرمن امید من

تخم مهرش در میان جان همی کارم هنوز

گر چه پر داغ است جان من ز هجر آن نگار

داغ مهرش بر جیبن دوستی دارم هنوز

دلبر از کوی محبت پا اگر بیرون نهاد

من به دست ناامیدی سرنمی خارم هنوز

زاری و افغان من بی او گذشت از نه فلک

وان نگار آگه نگشت از ناله زارم هنوز

گر چه جان خسرو از مهر رخش از دست رفت

تخم عشقش در زمین دل همی کارم هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشقی عمیق و دردناک سخن می‌گوید که هنوز به یاد معشوقش رنج می‌برد. او بیان می‌کند که با وجود سال‌ها فاصله و غم جدایی، همچنان امید و عشق به معشوق در دلش زنده است. شاعر احساس می‌کند که با وجود رنج و داغ جدایی، عشقش را نمی‌تواند فراموش کند و به یاد معشوقش همچنان در اندوه و ناامیدی به سر می‌برد. به طور کلی، این شعر درباره وفاداری و پایبندی به عشق با وجود سختی‌ها و فاصله‌هاست.