شمارهٔ ۱۱۲۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
آفتاب تو ز سیاره به تاب است امروز
هر خیالی که ز خورشید در آب افتاده ست
پیش رخسار تو لرزنده جواب است امروز
چشم بیمار تو پرهیز که می کرد ز می
می فتد هر طرفی، مست و خراب است امروز
دانم آن چشم تو فتنه ست و ز مستی خفته ست
خفته را هیچ ندانم که چه خواب است امروز؟
دوش گفتی که دهم بوسه و پس می گویی
که لبم ریش شود، این چه جواب است امروز؟
خنده ات دیده دهن باز بمانده ست صدف
از دهانت که پر از در خوشاب است امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف خوی و چهره معشوق پرداخته و از تأثیر آن بر احساسات و درون خود سخن میگوید. او به تأثیر نور خورشید و بازتاب آن در آب اشاره میکند و به چشمهای معشوق که پر از فریب و جذبه است، توجه میکند. همچنین شاعر از صحبتهای به یاد ماندنی و غم انگیز معشوق یاد میکند و به این میپردازد که چگونه لبانش از عشق و زیبایی پر شده است. در مجموع، شعر حس عاشقانه و ستایش از معشوق را به تصویر میکشد.