نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز

یا تماشا گاه جانم آن رخ گلرنگ ساز

زان همه دلها که از خوبان ربودی گرد خویش

تا نبیند چشم اغیارت حصار سنگ ساز

دعوی خون بر لبت بسیار شد، بهر خدا

خنده شیرین کن و پس غنچه را دل تنگ ساز

ما نه ایم آنها که از چنگ تو جان خواهیم برد

خواه با ما صلح جوی و خواه با ما جنگ ساز

یار اگر دشنام گفت، ای دل، به خون بنویس، پس

بر مثال بخت خود توقیع نام وننگ ساز

ما و رسوایی و بدنامی و بی ننگی عشق

ای سلامت جوی رو، با عقل و با فرهنگ ساز

چون سرود عشق شد ورد من، ای مطرب، دمی

رشته تسبیح من بستان و تار چنگ ساز

خسروا، از عشق بازان چند جانی وام کن

وانگهی با عادت آن چشم شوخ و شنگ ساز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و دلدادگی می‌پردازد. شاعر از معشوق خواسته تا یا او را قربانی زیبایی‌های خود کند و یا به تماشای زیبایی‌اش بپردازد. او به دل‌های دیگران اشاره می‌کند که از جذابیت معشوق دچار عشق شده‌اند و اعتراف می‌کند که خون و ناله بر لبانش جاری شده است. شاعر گرچه به دشنام و بدنامی در عشق اشاره می‌کند، اما همچنان به زیبایی و فرهنگ عشق پایبند است. در انتها، به عشق و زیبایی معشوق با شوق و ذوق می‌نگرد و به نوعی دعوت به جشن و شادی در عشق می‌کند.