شمارهٔ ۱۱۴۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای ز تو کارسازی همه کس
همه را هم تو کارسازی و بس
هست عرفان تو به عقل چنانک
کوه سنجد کسی به پر مگس
از من ادراک تو بدان ماند
کابلهی کرده باد را به قفس
در صفات کمال هستی تو
عقل مست است و ناطقه اخرس
پیش حکم تو هست هجده هزار
روز طوفان و باد پاره خس
مردم از تو بزرگ معنی شد
نی به صورت بسان فیل و فرس
که به یادت نفس زنند به صدق
آسمان بر پرد ز باد نفس
زیر پای گلیم پوشانت
پایمال است مفرش اطلس
کی رسم در تو من که در پیشت
سد آهن شد از هوا و هوس
سوخته باد خسرو از شوقت
راست چون دیو از شهاب قبس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عظمت و تأثیرات معنوی خداوند میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که همه موجودات و پدیدهها تحت اراده و کارسازی خداوند هستند و هیچکس نمیتواند به تنهایی به کمال برسد. او با استفاده از تصاویر زیبا، مانند کوه سنجد و باد، نشان میدهد که عقل انسانی در برابر عرفان و حکمت الهی ناتوان است. همچنین، او به پیوند عمیق انسانها با خدا اشاره میکند و بیان میکند که یاد خداوند باعث حیات و نشاط آنها میشود. در نهایت، شعر به تواضع کامل در برابر خداوند و ناتوانی انسان در درک حقیقت الهی اشاره دارد.