شمارهٔ ۱۱۴۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا کاری ست مشکل با دل خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم
که هر شب در چه کارم با دل خویش؟
ز واپس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند، جانا، محمل خویش؟
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خوش باد راه و منزل خویش
نه من زان گونه در دریا فتادم
که آید کشتنم در ساحل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه؟
ز بخت خوابناک غافل خویش
کم از جولانی آخر در ره ما؟
چه خسرو خاک کرد آب و گل خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان مشکلات دل و غمهای درونی شاعر میپردازد. او از کار دشواری با دل خود سخن میگوید که نمیتواند آن را به راحتی بیان کند. شاعر در هر شب غم و اندوهش را با دل خود در میان میگذارد و به یاد کسانی میافتد که بر جای ماندهاند. او همچنین به سفر و مسیری که در پیش دارد اشاره میکند و به نوعی حسرت فرصتهای از دست رفته را میزند. در نهایت، شاعر به زیباییهای دنیا و تأثیرات آن بر زندگیاش اشاره میکند.