شمارهٔ ۱۱۴۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ماییم و شبی و یار در پیش
جام می خوشگوار در پیش
وقت چمن و شکفته باغی
بی زحمت خارخار در پیش
گل آمده و خزان گشته
دی رفته و نوبهار در پیش
من بیهش و مست یار و یارم
نی مست و نه هوشیار در پیش
دستم به لب و نظر به رویش
می بر کف و لاله زار در پیش
رفت آنکه چو غنچه بود یک چند
در بسته و پرده دار در پیش
امروز چو شاخ گل به صد لطف
آمد ز برای یار در پیش
ای دور فلک، اگر ترا هست
وقتی به ازین بیار در پیش
مست حق را که هست با دوست
زین گونه هزار کار در پیش
خسرو، می ناب کش که زین پس
نارد فلکت خمار در پیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف لحظهای شیرین و گلافشان از عشق و زیبایی میپردازد. شاعر در فضایی پر از نشاط و خوشحالی با یار خود و یک جام شراب خوشگوار، از زیباییهای زندگی و باغهای شکفته لذت میبرد. او به زوال و فصل خزان اشاره میکند و یادآور میشود که زمان جوانی و زیبایی گذراست. در اینجا، شاعر از حال مستی و غم جدایی یاد میکند و به روابط عاشقانه و لحظههای ناب اشاره میکند، همچنین به دوری فلک و قدرت عشق میپردازد. در نهایت، شاعر بر اهمیت خوشی و شادابی در زندگی تاکید دارد.