شمارهٔ ۱۱۴۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
کشته چو بنده هر زمان، یک دو سه چار و پنج و شش
گفته به وعده گه گهی یک شب از آن تو شوم
روز گذشته در میان، یک دو سه چار و پنج و شش
گفت صبا ز غیرتم کاید اگر ز کوی تو
همره بوی تست جان، یک دو سه چار و پنج و شش
پیش در تو هر نفس از هوس دهان تو
بوسه زنم بر آستان، یک دو سه چار و پنج و شش
منع دو چشم کن که شد از دل خسته هر دمی
رایت آن دو ناتوان، یک دو سه چار و پنج و شش
گاهِ نظاره چون که تو جلوه کنی جمال را
کشته شوند عاشقان، یک دو سه چار و پنج و شش
آه و فغان ز مردمان بس که همی کند دمی
خسرو خسته دل فغان، یک دو سه چار و پنج و شش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلدادگی اشاره دارد و بیانگر درد و رنجی است که عاشق به خاطر دوری از معشوق متحمل میشود. شاعر به تصویر کشیدن احساسات شدید خود میپردازد و به وعدههایی که ممکن است محقق شوند، اشاره میکند. او از زیبایی و جاذبه معشوق سخن میگوید و از اینکه چگونه نگاه و حضور معشوق میتواند دل عاشقان را به آتش بکشد، یاد میکند. شاعر همچنین به غم و نالهای که در دل عاشقان وجود دارد، اشاره میکند و در نهایت، درخواست میکند که چشمان معشوق از او دور شود تا بتواند این درد را تحمل کند.