نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش

برگ گل را پرشکر کردی و لب می‌خوانیش

آفتاب نیمروزی و به خدمت کردنت

می‌رسد خورشید، اگر در نیم‌شب می‌خوانیش

هست بر خورشید پیشت نام خورشیدی خطا

تو بدین نام از پی حسن ادب می‌خوانیش

نسخه‌‌ای کز خط تست اندر دل سوزان من

سحر آتش‌بند یا تعویذ تب می‌خوانیش

لب رطب سازی و آنگه خسته از دندان کنی

خسته از دندان من کن، گر رطب می‌خوانیش

ماه من زلف ذَنَب‌وَش را چه می‌گیری به دست؟

ماه کی گیرد ذنب را چون ذنب می‌خوانیش

ناله عشاق را شور و شغب، گفتی ز چیست؟

نفخ صور است این که تو شور و شغب می‌خوانیش

با رقیبت نیست کار و خوانیش می‌دانم این

تا مرا سوزی ز حسرت بی‌سبب می‌خوانیش

سجده کردن پیش طاق ابرویت از دوستی

فرض شد بر خسرو، ار تو مستحب می‌خوانیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوقه‌اش می‌پردازد و به تصویرسازی‌های زیبایی از او می‌پردازد. او از معشوقه می‌خواهد که در شب‌های تاریک و ساکت، جاذبه‌های خود را نشان دهد و عشق و زیبایی‌اش را در دل‌ها شعله‌ور کند. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی مانند خورشید، گل و ماه، به توصیف شوق و شور عشق می‌پردازد و از برخی وضعیت‌های احساسی خود مانند حسرت و دل تنگی یاد می‌کند. او همچنین به تاثیر زیبایی معشوق بر خود و دیگران اشاره کرده و سجده به خاطر عشق را یک عمل ضروری می‌داند. در نهایت، شعر به جاذبه و قدرت عاشقانه معشوق می‌پردازد و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و سوزان یاد می‌کند.