شمارهٔ ۱۱۹۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
سوار من از من عنان در مکش
یک امروز از گفت من سر مکش
ز دل نقش ابروی خود برمگیر
به کشتن ز قربان کمان برمکش
اگر خنجر غمزه بهر سزاست
سر اینک فدای تو، خنجر مکش
چو سلطان شدی بر دلم خط میار
ولایت به فرمانست، لشکر مکش
مژه تیز بر جان خسرو مزن
چنان تیر بر صید لاغر مکش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی عشق و خطرات آن را توصیف میکند. شاعر از معشوق میخواهد که با زیبایی خود دل او را نراندوخته و عاطفهاش را به بازی نگیرد. او نقش ابروی معشوق را همچون یک جاذبه میداند که نباید آن را از دل بزداید. همچنین از معشوق میخواهد که با خنجر غمزهاش جان او را تهدید نکند و بر احساساتش فرمان نراند. در پایان، شاعر به معشوق هشدار میدهد که مبادا به او آسیب برساند، زیرا عشق او همچون شکارچی است که با دقت به شکار میپردازد.