نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

درآمد در دل آن سلطان دل‌ها

دل من زنده شد زان جان دل‌ها

همی‌کارد به کویش تخم جان خلق

که می‌بارد از آن باران دل‌ها

ز بس دل‌ها که در کوی تو افتاد

شده زاغ و زغن مهمان دل‌ها

به گرما از سواد چشم من کن

سیه چتر خود، ای سلطان دل‌ها

زهی مهتاب عالم‌سوز کافگند

رخت در عرصه ویران دل‌ها

عذابی دارم از تو گرچه هستی

ز رحمت آیتی در شأن دل‌ها

نگویم درد خود کس را که نشناخت

طبیب کالبد درمان دل‌ها

تو می خور گرچه مشتاقان کبابند

به روی آتش سوزان دل‌ها

دل خسرو شد از نو بت‌پرستی

تو تا بردی همه ایمان دل‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف عشق و جذبه‌ای می‌پردازد که بر دل‌ها تاثیر می‌گذارد. او از حال دل خود و دلبستگی‌اش به معشوقه‌اش می‌گوید و تأثیر عمیق وجود او را بر زندگی و احساساتش توصیف می‌کند. شاعر از درد و عذاب‌هایش می‌گوید، اما در عین حال به رحمت و زیبایی وجود معشوق نیز اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویری از دل، کباب و آتش، بیانگر شدت احساسات و جذبه‌ای است که باعث می‌شود دل‌ها در عشق او قرار بگیرند. در نهایت، اشاره به بت‌پرستی دل‌ها به معنای تسلیم و وابستگی عمیق به عشق است.