نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش

سینه را زان غمزه خون خواره دلدوزی ببخش

یک طرف بنما ز روی و یک گره بگشا ز زلف

مرده ام، از زندگانی یک شبانروزی ببخش

از پس سالی نمودی رو، مکش تا بنگرم

ور حقیقت خواهیم کشتن، یک امروزی ببخش

خامی آن کس که دید آن روی چون آتش نسوخت

یارب، افسرده دلان را در جگر سوزی ببخش

گر بد آموزی کند چشمت که بستان جان خلق

جان خسرو را علی الرغم بدآموزی ببخش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به طلب بخشش از معشوق می‌پردازد و از او می‌خواهد تا زیبایی‌های خود را به او نشان دهد و غم و درد دل او را پُر کند. او از معشوق می‌خواهد که با یک نگاه یا گره‌ای از مویش، جان او را شاد کند و از سختی‌های زندگی بکاهد. شاعر به تأثیر نگاه معشوق بر دل عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر چشمان او آسیب‌هایی به دیگران بزنند، باز هم او به عشق و زیبایی‌های معشوق نگاه می‌کند و از این رو خواهان بخشش است. در کل، این ابیات بیانگر عشق عمیق و نیاز به محبت و زیبایی است.