نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ

آری، آری، باد را طاقت نمی آرد چراغ

هر شبی پروین که عکس خویش در آب افگند

آسمان گویی میان آب می کارد چراغ

برگ می ریزد ز گل، دانم خزان خواهد رسید

میهمان آید به خانه چون که گل بارد چراغ

چون در افتد برق در ابر سیه نظاره کن

ابر را شب داند و آن را چه پندارد چراغ

ابرها تیره ست نگذارم می روشن ز کف

کس به تاریکی روان از دست نگذارد چراغ

بی چراغی می جهان بر دیده خسرو شب است

ساقی خورشید رویی کو که بسپارد چراغ؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره روشنایی و تاریکی در زندگی و وجود چراغ به عنوان نمادی از امید و روشنی است. شاعر از ترس و ناامنی‌ای که با وزش باد ایجاد می‌شود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که چراغ در تاریکی اهمیت دارد. همچنین به تصویر زیبای پروین و تابش نور در آب اشاره می‌شود. شاعر می‌فهمد که با تغییر فصل، روزهای روشن و امیدوارانه‌ای از بین می‌رود و به محض اینکه شب فرامی‌رسد، تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد. در نهایت، شاعر از نیاز به روشی برای روشن نگه‌داشتن چراغ در تاریکی زندگی یاد می‌کند و از ساقی خورشید می‌خواهد تا چراغ را به او بسپارد.