نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

دی مست می رفتی بُتا، رو کرده از ما یک طرف

شبدیز را مطلق عنان پیچیده عمدا یک طرف

تا بر رخِ زیبای تو، افتاده زاهد را نظر

تسبیح زهدش یک طرف، مانده مصلّا یک طرف

تیری که دی زد بر دلم، پیداست تا غایت به من

پیکان و کِلْکَش یک طرف، سوفار و پرها یک طرف

در چار حدِ کوی خود، افتاده بینی بنده را

تن یک طرف، جان یک طرف، سر یک طرف، پا یک طرف

سلطانِ خوبان می رسد، هر سو گروهِ عاشقان

چاووش شه کو تا کند، مشتی گدا را یک طرف

نوشین شرابِ لعلِ او، شد مجلسِ ما بی خبر

ساقی صُراحی یک طرف، مستانِ رسوا یک طرف

جان خسروِ دل‌خسته را، خون ریختن فرموده است

خلقی به منت یک طرف، آن شوخ تنها یک طرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و مستی می‌پردازد. شاعر در ابتدا به زیبایی معشوق اشاره کرده و نمایشگاهی از غم و شادی‌های عاشقانه را به تصویر می‌کشد. او درباره‌ی حالت روحی خود و تاثیر زیبایی معشوق بر دل نازکش سخن می‌گوید. در ادامه، به تضاد میان زهد و عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چطور زاهدان نیز تحت تاثیر زیبایی‌های عشق قرار می‌گیرند. اشارات به می و باده و حال مستان نشان‌دهنده‌ی شادی و شور درونی اوست. در نهایت، شاعر از عشق و دلتنگی‌اش یاد می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این عشق، جانش را رنج می‌دهد.