شمارهٔ ۱۲۱۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بوستان جلوه در گرفت اینک
گل ز رخ پرده برگرفت اینک
آتش لاله برفروخت ز باد
دامن کوه در گرفت اینک
بلبل آمد، نشست بر سر گل
بینوا بود، زر گرفت اینک
غنچه در پیش فاخته ز اصول
سبقی تازه بر گرفت اینک
ورق غنچه را که نم زده بود
ورقش یکدگر گرفت اینک
آب را گر چه چشم ها پاک است
بوستان را ببر گرفت اینک
بید در لرزه گشت و تیغ کشید
آب را رهگذر گرفت اینک
خار چون تیز کرد پیکان را
گل به برگش سپر گرفت اینک
شاخ گلگون که بارگیر گل است
ناگه از باد برگرفت اینک
مرغ می گفت، گل نخواهد رفت
لاله گوی کمر گرفت اینک
ابر در گریه شد ز ناله خویش
پرده ای تنگ در گرفت اینک
کرد بر وی سحاب ریختنی
باغ را در و زر گرفت اینک
طوطی آغاز شعر خسرو کرد
روی گل در شکر گرفت اینک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت در بهار میپردازد. بوستان و گلها در حال شکوفایی هستند و هر یک از اجزا، مانند بلبل، غنچه و آب، نقش خود را در این زیبایی ایفا میکنند. لالهها آتشینی از باد گرفتهاند و بلبل بر سر گل نشسته است. غنچه و فاخته نیز در حال تحول و تازگیاند. همچنین، بید به لرزه درآمده و خارهای تیز از گلها محافظت میکنند. ابرها از ناله خویش در حال باریدناند و طوطی شروع به شعر خواندن کرده است. به طور کلی، شعر، جنب و جوش و زیباییهای بهار را به تصویر میکشد.